iran-sans
مسیر رشد برند شما

تفکر سیستمی

System thinking

تفکر سیستمی system-thinking درقرن جدید بعنوان مهمترین عامل راهبری در سطح جهانی مطرح است، وجود سری استانداردهای جهانی چون ‏ISO9001‎‏ و ‏ISO14001‎‏ و ‏OHSAS 18001‎‏ دلیلی بر این مدعاست

0 76

تفکر سیستمی

تفکر سیستمی می‌توان اندیشیدن با روشی خاص تعریف کرد. چون هر موجودی با چالش‌های پیش‌رو دو مکانیزم دارد یا
در ساز و کار اول، از قبل بدیهی‌ترین و ساده‌ترین نحوه برخورد مشخص شده که آن را غیر ارادی (بدون فکر) انجام می‌شود. مانند واکنش در مقابل ترس که یا فرار می‌کند و یا حمله.

در ساز و کار دوم این فرصت فراهم است که بین چند گزینه یکی را انتخاب کرد و سپس آن را مورد بررسی و تحلیل قرار داد و یا اینکه گزینه‌هایی را ایجاد و پس از انجام آن را تحلیل کرد.

برای فهم این مفهوم ابتدا می‌بایست درک نزدیکی به هم در ارتباط با واژه تفکر و سیستم پیدا کنیم.
تفکر یا همان اندیشیدن چون همه ما درک مشترکی در این مفهوم داریم و می‌دانیم در چه مورد و حوزه‌ای صحبت می‌کنیم و تعاریف بسیار و بعضاً پیچیده‌ای در این مورد وجود دارد از تعریف این مفهوم صرف نظر و به همان درک مشترک اکتفا می‌کنیم.

سیستم (سامانه) مجموعه‌ای بیش از یک جزء می‌باشد، که تاثیر و عملکرد متقابل باهم دارند. بدین نحوه که اگر این عملکرد بین اجزاء وجود نداشته باشد تعدادی از اجزاء کنار هم می‌باشد و نه یک سیستم.

مثال یک سیستم ساده دوچرخه است. اجزای اصلی آن شامل بدنه، چرخ، فرمان، رکاب، زنجیر و صندلی می‌باشد. اگر این اجزا به درستی در کنار هم قرار نگیرند. همانطور که پیش‌تر بیان شد اجزایی در کنار هم می‌باشند، اما اگر هر جز به درستی کنار هم (تاثیر و عملکرد متقابل) قرار بگیرند می‌توان از آن به عنوان وسیله‌ای برای حمل استفاده کرد.

 

تفکر سیستمی

 

تفکر سیستمی نوعی جهان بینی نسبت به پدیده‌های پیرامون ما می‌باشد. این نگاه، شیوه‌ای مناسب برای برخورد با محیط(های) پیچیده و بعضاً آشفته ارایه می‌کند. در تفکر سیستمی، علاوه بر دقت به اجزاء و جزئیات یک سیستم به تعامل بین آنها و تاثیر بر هم توجه می‌شود.یعنی چالش‌‌ها (مسائل و مشکلات) را به اجزای کوچکتر قسمت شده و پس از آن به ارتباط و اولویت بندی بین این اجزا برای حل و فصل آن با توجه به نیاز مشتری (داخلی/ خارجی) و دریافت نقطه نظرش و اعمال آنها برای کنترل این اقدامات در مسیر بهبود عمل می‌نماید.

برای کوچک کردن و ریشه‌یابی مسائل می‌توان از تکنیک مختلف از جمله

  •  چرا؟ Why
  •  چه هنگام؟ When
  •  چه مکان؟ Where
  •  توسط چه کسی؟ who
  •  چگونه؟ what
  •  چه میزان؟ how much
  •  به چه صورت؟ how

استفاده کرد. تا با رویکردی سیستمی به حل مسائل پرداخت.

این را هم بخوانید  تجزیه و تحلیل SWOT مؤثر

از تفکر سیستمی برای حل مسائل در کسب و کار می‌توان استفاده کرد، تا از تکرار تجربه‌ای که قبلا آزموده شده اجتناب شود و در صورتی که تجربه بار اول است تعیین شرایطی برای ثبت صحیح و سپس استنتاج منطقی از آن به شکلی فراهم گردد، که به چندین بار تکرار آن نیاز نباشد.

با فرض فوق در مواجه با مسائل یکی از بدیهی ترین اقدامات تقسیم کردن آن به اجزای کوچکتر می‌باشد.
اصولا سیستم به دو محدوده‌ی داخل و خارج سیستم قابل تقسیم است. در جز داخل سیستم، رویکرد تفکر سیستمی به چهار فاز برونداد، فاز انجام عملیات، فاز درونداد و اندازه‌گیری و پایش هر فاز قابل تفکیک هستند.

برای آنالیز فازهادر تفکر سیتمی از تکنیک‌ پرسش‌های زیر:

  •  چی؟
  •  چرا؟
  •  چه زمانی؟
  •  کجا؟
  •  چطور؟
    می‌توانیم استفاده کنیم.

در مواجهه‌ی کلی (عام) با مشکلات جهت بر طرف کردن آن از طریق تفکر سیستمی
ابتدا درک و فهم مشکل و یا به عبارتی تعریف صورت مسئله
_شکستن مشکل به اجزای کوچکتر تا جای ممکن
_انتخاب راه‌حل
_انجام راه‌حل انتخاب شده
و در آخر بررسی بازخورد و تحلیل نتایج آن در مواجهه خاص  این تکنیک کمک می‌کند، ارتباط مشخص گردد. اولا در مورد چه چیزی بررسی انجام می‌شود. اصلا نیاز هست یا نه. چرایی چیزی که حالا نیاز آن درک شد و در کجا و چه موقع و توسط چه کسی صورت می‌گیرد.
پس از بررسی هر عنصر از صحت و سقم آن اطمینان حاصل آمد. نسبت به پذیرش

  •  با شرایط موجود،
  • اصلاح،
  •  حذف
  •  و یا ایجاد
    تصمیم گرفته می‌شود.
    با مدیریت نوین که از چرخه برنامه ، اجرا  ،کنترل ، اقدام تبعیت می‌کند، هر وضعیتی قابل ارزیابی و بررسی می‌باشد.
    برای انتخاب بهترین وضعیت، اثربخش بودن آن و بالاترین کارایی در نظر گرفته می‌شود.

متاسفانه ضعف تفکر سیستمی در بسیاری از سازمان‌ها دیده می‌شود. یک مدیر با دانش تفکر سیستمی خطاهای کمتری در تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری خواهد داشت.

در تفکر سیستمی بر خلاف روش‌های سنتی، اجزای سیستم جداگانه بررسی نمی‌شوند، بلکه چگونگی تعامل اجزا با یکدیگر و با محیط، مورد بررسی قرار می‌گیرد و به همین دلیل نتایج بهتر و متفاوت‌تری به دست می‌آید. با تفکر سیستمی می‌توان دشوارترین مسائل را با روشی اثربخش حل کرد.

این را هم بخوانید  زنجیره تامین در سیستم های مدیریتی

بسیاری از مشکلاتی که سازمان‌ها امروزه با آن مواجه می‌شوند پیچیده هستند و عوامل متعددی در آن‌ها نقش داشته‌اند. حتی بسیاری از مشکلات، نتیجه اقداماتی هستند که در گذشته برای حل مشکل دیگری انجام شده‌اند. حل این مشکلات با روش‌های سنتی به شدت سخت است اما با داشتن تفکر سیستمی می‌توان نتایج مطلوبی در شرایط سخت گرفت.

در تفکر سنتی برای حل مشکلات به وجود آمده از یک روش ساده استفاده می‌کنند که فقط در همان بازه زمانی مشکل را حل می‌کند و چه بسا در آینده مشکلات بزرگ‌تری را به وجود آورد. اما در تفکر سیستمی برای حل مشکل به دنبال راه‌حلی هستیم که مشکل را برای همیشه حل کند تا در آینده با مشکلات بزرگتری درگیر نشویم. در واقع نگرش کلی داریم.

بطور مثال با اعلام مشکل در بخش فروش بطور سنتی با افزایش تعداد نفرات و یا زیرساخت‌ها و منابع در این بخش برخورد می‌شود و بعد از مدتی اگر مشکل تشدید نشود بطور کامل حل نشده و یا از جای دیگری مشکل یا مشکلاتی ابراز می‌شود.
اما در برخورد سیستمی مجموعه بصورت بخش‌های کوچکتر دسته‌بندی شده و قبل و بعد از فروش نیز بررسی شده و فقط خود فروش ملاک قرار نمی‌گیرد. چون ممکن است تولید نتوانسته به موقع سفارشات را تحویل انبار بدهد و این نارضایتی خودش را در فروش نشان می‌دهد و یا بعد از واگذاری واحد خدمات پس از فروش با ارایه نامناسب خدمات باعث کاهش و یا نارضایتی مشتریان شده است، که پس از بررسی هر بخش علت مشکل تعیین و برای آن نسخه مناسب تعیین و پس از اقدام اثربخشی بررسی و تا حصول نتیجه ادامه پیدا خواهد کرد.

فیلمی از پیتر سنگه .

بعید است کسی علاقه‌مند این حوزه باشد و از خواندن و شنیدن سخنان پیتر سنگه piter senge لذت نبرد. به همین خاطر تیم برندزوی تصمیم گرفت این فیلم را به همراه زیرنویس برای شما عزیزان بگذارم، تا سایر دوستان هم بتوانند از آن لذت ببرند. در صورتی که اصلاحی در متن زیرنویس لازم بود خوشحال می‌شوم مطرح بفرمایید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.