iran-sans
مسیر رشد برند شما

برجام و صنعت خودرو در ایران

0 147

برجام و خودروسازی ایران
اثرات متقابل برجام و خودروسازی
قبل از اینکه بخواهیم اثرات متقابل تاثیر معاهده برجام را بر صنعت خودروسازی بررسی نماییم لازم است که وضعیت کنونی و گذشته را از صنعت خودروسازی و همچنین معاهده برجام مشخص نماییم.

صنعت خودرو در گذشت زمان
صنعت خودروسازی در ایران از دهه ۴۰ شمسی شروع به فعالیت های تولیدی نموده است این صنعت در ابتدا با مونتاژ خودروهای مسافربری عمومی شروع به فعالیت نمود
تاسیس ایران خودرو که در آن زمان به نام ایران ناسیونال نامیده شد توانست شروع مناسبی را در عرصه خودرو برای ایران داشته باشد با توجه به اینکه منابع موجود در آن زمان کفایت لازم را برای تولید همه‌جانبه در ایران نداشت این صنعت نوپا به سرعت و به درستی با ایجاد زیرساخت مناسب شروع به مونتاژ خودرو نمود لازم به ذکر است که در آن زمان حمایت مالی در اختیار گرفتن محل مناسب (ایجاد کارخانه) و همچنین نیاز بازار وجود داشت ولی دانش موجود در ایران برای این صنعت وجود نداشت منبع دانشی به دو صورت برای یک شرکت تولیدی حائز اهمیت است اول اینکه سطح علوم زیربنایی مانند فیزیک و ریاضیات در بخش جامعه علمی یک اجتماع به اندازه ای باشد که بتواند بستر مناسب برای علوم کاربردی را مهیا نماید که در آن زمان ایران بستر مناسب از لحاظ این علوم پایه ای و زیر بنایی وجود نداشت همچنین علوم کاربردی مانند مدیریت و ساخت تجهیزات و دستگاههای تولیدی و درک مناسب از پروسه های تولید و تولید انبوه در ایران دیده نمی شد

می خواهیم در خصوص این مطلب مثالی را بیان کنیم تا کلیات موضوع شفاف تر دیده شود فرض نمایید با دیدن یک دوچرخه تصمیم به ساخت آن در نمونه ای ساده می گیریم برای ساخت یک دوچرخه که اجزای آن در حدود ۱۰۰ قطعه کوچک و بزرگ است و ما با اجزای آن کاملا آشنا هستیم با این موارد روبرو خواهیم بود اگر تنه دوچرخه از لوله فولادی ساخته شده باشد یعنی اینکه برای در دست داشتن لوله ی مناسب و فرم دهی آن لازم است که در ابتدا یک کارخانه تولید لوله داشته باشیم سپس با تهیه لوله توانایی اندازه گیری ابعاد اندازه و شکل مورد نظر برای ساخت تنه در ما وجود داشته باشد و در مرحله بعد تجهیزاتی برای فرم دهی فرش و اتصال آن در اختیار داشته باشیم باید توجه داشت که عدم وجود هر یک از این اجزا سبب می شود که تصمیم ما برای ساخت یک دوچرخه عملی نباشد.

 

در آن زمان صنعت ایران صنایع بالادستی و مادر از قبیل صنعت لاستیک، صنعت پلاستیک، صنعت شیشه، صنعت ورق های فولادی، صنعت اتصالات، صنعت برقی و … به شکلی که کارایی لازم برای تولید خودرو داشته باشند وجود نداشت و از سویی دیگر صنایع پایین دستی مانند ساخت دستگاهها و ادوات مورد نیاز نیز شکل نگرفته بود پس تنها راه موجود برای اینکه این سرمایه ایجاد شود و با سرعت بیشتری به صنایع بالادستی و پایین دستی موردنیاز دست یافت و همچنین دانش مورد نیاز آنها را کسب نمود این بود که با ایجاد یک خط تولید خودرو به صورت مونتاژ و ایجاد گردش مالی پس از دوره کوتاه به سراغ صنایع بالادستی و پایین دستی رفته و با ایجاد آنها چرخه تولید یک خودرو را به صورت کامل در کشور ایجاد نمود تکمیل این چرخه بین ۲۰ تا ۳۰ سال زمان نیاز داشت که پس از آن قسمت اعظمی از تولید خودرو در حیطه توانایی داخلی قرار می‌گرفت.

اکنون حدود ۶۰ سال از تصمیم و شروع به کار ایجاد صنعت خودروسازی در ایران می‌گذرد و قسمت قابل توجهی از این زیر ساختها در صنایع بالادستی و پایین دستی ایجاد شده است ولی با یک مشکل و معضل ساده مواجه هستیم و آن این است که صنایعی که تاکنون ایجاد نموده ایم در بستر زمان مربوط به سی سال پیش و مناسب برای تولیداتی با تکنولوژی ۳۰ سال قبل است و همچنین صنایع پایین دستی مانند ساخت تجهیزات و ادوات تولیدی به شدت توسعه نیافته و وارداتی است تجهیزات تولیدی موجود در کارخانه های خودروسازی ما تماماً ساخت دیگر کشورها بوده و به شدت به قطعات و ابزار آلات کشور سازنده وابسته است این دو عامل یعنی عدم وجود دستگاهها و تجهیزات داخلی و نیز به روز نبودن صنایع موجود در کشور سبب می شود که علیرغم این که می توان بر روی کاغذ عنوان نمود ساخت خودرو در داخل کشور به صورت داخلی امکان پذیر است ولی در عمل این گزاره صحیح نمی‌باشد زیرا که یک خودرو شامل حدود ۱۳۰۰۰ قطعه منفصل میباشد و در صورت عدم وجود هر یک از آنها عملکرد خودرو تحت الشعاع قرار خواهد گرفت

برجام

حال که از چگونگی عملکرد چرخه تولید فعلی خودرو در ایران صحبت نمودیم اجازه دهید که در مورد توافق برجام هم کمی بررسی داشته باشیم

مطالب مرتبطی که شاید برای شما جالب باشد
1 از 9

همانطور که می‌دانید تفاهم نامه برجام در زمانی به وجود آمد که تمام کانالهای گردش مالی کشور یا مسدود شده بود و یا در حال انسداد بود به عبارت دیگر خرید و انتقال کالا و یا هر چیز دیگری از دیگر کشورها امکان پذیر نبود و معاهده برجام توافق بین ایران ودیگر طرف‌های مذاکره بر این اصل استوار بود که در ازای تعلیق و عقب رفت اقدامات انجام شده برای صنعت اتمی کشور امکان دادوستد جاری و قابل اجرا در کلیه سطوح برای ایران ایجاد شود در این معاهده که دارای جزئیات و تفاسیر بسیار زیادی می‌باشد در عمل آنچه که رخ می‌داد ایجاد روابط مالی بین المللی برای ایران و صنعت کشور مهیا می شد

در دوره زمانی انجام مذاکرات وضعیت کشور در مراودات بین المللی به گونه ای بود که امکان خرید و تجهیز صنایع مختلف و مراقبت لازم برای آنها به واسطه اینکه تمامی کشورهای اروپایی و آسیایی با امریکا همسو شده بودند تا تحریم و اجرای آن که انسداد کانالهای مالی در کشور خود به ایران بود به صورت کامل انجام شود نتیجه آن این بود که تقریباً تمام راه‌های ارتباطی برای خرید در حال مسدود شدن بود

که پس از انجام توافق این انسداد و عدم وجود امکان معاملات بین المللی با تغییر سیاست دولت ها امکان پذیر گردید.

اکنون نیز اگر شرایطی که در حال رخ دادن است به سمت آن زمان و مشابه آن حرکت نماید وضعیت قلب از امضای معاهده مجدد رو خواهد داد تفاوتی که این زمان با چهار سال پیش دارد این است که قبل از توافق بین ایران و جامعه جهانی تقریبا همه کشورها به این نتیجه رسیده بودند که تحریم مالی ایران کار درستی است ولی در حال حاضر به دلیل آنکه کشور ما تمام تعهدات قید شده در معاهده را تمام و کمال انجام داده است این اجماع بر سر بازگشت تحریم ها وجود ندارد

فقط طرف امریکایی با راهبری اقای ترامپ به عنوان ریس جمهور امریکا با بد عهدی خود و خروج از برجام در صدد بازگشت تحریم‌های مالی در کشور می باشد این نکته نیز بر روی کاغذ اینگونه به نظر می رسد که به جهت عدم همراهی دیگر کشورها برای برچیده شدن توافق امکان مراودات مالی با آن کشور هایی که موافق با توافق هستند وجود خواهد داشت

 

البته این جمله صحیح است ولی به صورت عملی به دلیل آن که حدود ۹۵ درصد گردش مالی بین المللی در هر نقطه از دنیا که کشورها با یکدیگر انجام میدهند بر مبنای اعتبارات و اسناد مالی آنها با دلار امریکا صورت می پذیرد و دانستن این نکته که تمامی این اعتبارات و مراودات مالی به دلار توسط سیستم بانک مرکزی امریکا قابل ردیابی میباشند اگر مانند گذشته تصمیم دولت امریکا برای خروج از برجام بر این اصل استوار باشد که هیچ یک از کشورها حق ایجاد داد و ستد با ایران را نداشته باشند سبب می شود که تمامی شرکتهای خصوصی فعال در عرصه بین المللی از این مسیر ایجاد شده انصراف داده و خواسته دولت امریکا را اجرا نمایند

به عبارت دیگر نظر دیگر کشورها به واسطه آنکه قدرت اجرایی در مراودات مالی را ندارند فاقد اهمیت میباشد

نتیجه 

این به آن معناست که صنایع کشور که به صورت مستقیم (مونتاژ محصولات خارجی) و یا غیرمستقیم (ماشین آلات و یا مواد اولیه ) به دیگر کشورها نیاز دارند در عمل دچار بحران شده و تولید آنها تحت الشعاع قرار گیرد صنایع خودروسازی ما هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم نیاز به مراودات مالی با دیگر کشورها دارد پس باید منتظر بود که با گذشت زمان و پافشاری دولت امریکا و بازگشت تحریم ها مجدداً انسداد مجاری مالی و صنعتی بین صنایع ایران و صنایع دیگر کشورها اتفاق افتاده و تولید در ایران به شدت کاهش یابد مگر انکه کانالهای جدید مالی بین ایران و دیگر کشور ها خارج از رویه اقتصادی دنیا که با دلار انجام می گردد شکل داده شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.